Advertisements Close

Gohardasht ADSL
 

خلوت

گاهی وقتا توی خلوت میشه عشقو زیر و رو کرد

 


در مورد عشق چی می خوای بدونی؟

عشق

آنگاه الميترا گفت با ما از عشق سخن بگوي.

پيامبر سر برآورد و نگاهي به مردم انداخت، و سكوت و آرامش مردم را فرا گرفته بود. سپس با صدايي ژرف و رسا گفت:

هر زمان كه عشق اشارتي به شما كرد در پي او بشتابيد، هر چند راه او سخت و ناهموار باشد.

و هر زمان بال‌هاي عشق شما را در برگرفت خود را به او بسپاريد، هر چند كه تيغ‌هاي پنهان در بال و پرش ممكن است شما را مجروح كند.

و هر زمان كه عشق با شما سخن گويد او را باور كنيد، هر چند دعوت او روياهاي شما را چون باد مغرب در هم كوبد و باغ شما را خزان كند.

زيرا عشق چنانچه شما را تاج بر سر مي‌نهد به صليب نيز مي‌كشد.

و چنانكه شما را مي‌روياند شاخ و برگ شما را هرس مي‌كند.

و چنانكه تا بلنداي درخت وجودتان بالا مي‌رود و ظريف‌ترين شاخه‌هاي شما را كه در آفتاب مي‌رقصند نوازش مي‌كند، همچنين تا عميق‌ترين ريشه‌هاي شما پايين مي‌رود و آنها را كه به زمين چسبيده‌اند تكان مي‌دهد.

عشق شما را چون خوشه‌هاي گندم دسته مي‌كند.

آنگاه شما را به خرمن‌كوب از پرده خوشه بيرون مي‌آورد.

و سپس به غربال باد دانه را از كاه مي‌رهاند،

و به گردش آسياب مي‌سپارد تا آرد سپيد از آن بيرون آيد.

سپس شما را خمير مي‌كند تا نرم و انعطاف‌پذير شويد، و بعد از آن شما را بر آتش مقدس نهد تا براي ضيافت مقدس خداوند نان مقدس شويد.

عشق با شما چنين رفتارها مي‌كند تا به اسرار قلب خود معرفت يابيد و بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از آن شويد.

اما اگر از ترس بلا و آزمون، تنها طالب آرامش و لذت‌هاي عشق باشيد، خوش‌تر آنكه عرياني خود بپوشانيد و از دم تيغ خرمن‌كوب عشق بگريزيد، به دنيايي كه از گردش فصل‌ها در آن نشاني نيست؛ جايي كه شما مي‌خنديد اما تمامي خنده خود را بر لب نمي‌آوريد و مي‌گرييد اما تمامي اشك‌هاي خود را فرو مي‌ريزيد.

عشق هديه‌اي نمي‌دهد مگر از گوهر ذات خويش.

و هديه‌اي نمي‌پذيرد مگر از گوهر ذات خويش.

عشق نه مالك است و نه ملكوت، زيرا عشق براي عشق كافي است.

وقتي كه عاشق مي‌شويد مي‌‌گوييد خداوند در قلب من است، بلكه بگوييد من در قلب خداوند جاي دارم.

و گمان مي‌كنيد كه زمام عشق در دست شماست، بلكه اين عشق است كه اگر شما را شايسته بيند حركت شما را هدايت مي‌كند.

عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد.

اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي‌جوييد، آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي‌رود و براي شب آواز مي‌خواند.

آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد.

آرزو كنيد سپيده‌‌دم برخيزيد و بال‌هاي قلبتان را بگشاييد و سپاس گوييد كه يك روز ديگر از حيات عشق به شما عطا شده است.

آرزو كنيد كه هنگام ظهر بياراميد و به وجد و هيجان عشق بيانديشيد، آرزو كنيد كه شب هنگام با دلي حق‌شناس و پرسپاس به خانه باز آييد،‌ و به خواب رويد، با دعايي در دل براي معشوق و آوازي بر لب در ستايش او.

*****

Then said Almitra, Speak to us of Love.

And he raised his head and looked upon the people, and there fell a stillness upon them. And with a great voice he said:

When love beckons to you, follow him, Though his waya are hard and steep.

And when his wings enfold you yield to him, Though the sword hidden among his pinions may wound you.

And when he speaks to you belive in him, Though his voice may shatter your dreams as the north wind lays waste the garden.

***

For even as love crowns you so shall he crucify you.

Even as he is for your growth so is he for your pruning.

Even as he ascends to your height and caresses your tenderest branches that quiver in the sun, So shall he descend to your roots and shake them in their clinging to the earth.

***

Like sheaves of corn he gathers you unto himself.

He threshes you to make you naked.

He sifts you to free you from your husks.

 

THE PROPHET

He grinds you to whiteness.

He kneads you until you are pliant; And then he assigns you to his sacred fire, that you may become sacred bread for Gods sacred feast.

***

All these things shall love do unto you that you may know the secrets of your heart, and in that knowledge become a fragment of lifes heart.

***

But if in your fear you would seek only loves peace and loves pleasure,

Then it is better for you that you cover your nakedness and pass out of loves threshing-floor,

Into the seasonless world where you shall laugh, but not all of your laughter, and weep, but not all of your tears.

***

Love gives naught but itself and takes naught but from itself.

Love possesses not nor would it be possessed;

For love is sufficient unto love.

***

When you love you should not say, "God is in my heart," but rather, "I am in the heart of God."

And think not you can direct the course of love, for love, if it find you worthy, directs your course.

 

THE PROPHET

Love has no other desire but to fulfil itself.

But if you love and must needs have desires, let these be your desires:

To melt and be like a running brook that sings its melody to the night.

To know the pain of too much tenderness.

To be wounded by your own understanding of love;

And to bleed willingly and joyfully.

To wake at dawn with a winged heart and give thanks for another day of loving;

To rest at the noon hour and meditate loves ecstasy;

And then to sleep with a prayer for the beloved in your heart and a song of praise upon your lips.


نوشته شده توسط hamid در جمعه 5 آذر 1389 ساعت 11:30:30 AM


آخرین مطالب


به من بگید شما چی فکر می کنید؟(4)ح




به من بگید شما چی فکر می کنید؟(3)ح




به من بگید شما چی فکر می کنید؟(2)ح




به من بگید شما چی فکر می کنید؟(1)ح




گل سوسن گل یاس




تحقیق یک دانش آموز در مورد پسته




نداری!خبر ز حال من نداری




دیار باقیسرزمین خفته ها




الماس بودا




الماس بودا




نمایش سایر مطالب قبلی


: آمار وبلاگ

58577
بازدید

4 بازدید امروز

12 بازدید دیروز

81 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gohardasht.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements


 




Powered by Gohardasht